رگهای پرخون یک روایت«حوض خون» روایتی عکاسانه است. کلمات در کنار هم به پیکسلهای یک عکس رنگی میمانند که مجموعشان عکسی از شصت و دو زن در یک محیط به ما میدهد. دستهای زنها مشغول به کارند، نگاهشان به تشتها و ملافهها دوخته شده است و بدنها ...معمولا عکسها دو وجه دارند، وجه دیدنی و وجه نادیدنی؛ وجه حاضر و وجه غایب. وجه دیدنی همانی است که در عکس ثبت است، عکس ثبت میشود چون دوربین از چشمِ کسی که پشتش نشسته است چیزی را میبیند. وجه نادیدنی یا غایب هم همان چیزی است که ما نمیبینیم و کسانی چون برجر
برچسب:
نویسنده: بهراد مقدم
تاريخ: چهارشنبه
7 مرداد
1405 ساعت: 1:31